آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 20 دی ماه سال 1388 ساعت 2:46 PM

 

برای رویایم که خیلی زود برگشت ...

 

تو باز می روی از من  دوباره تا اینجا
دلم بدون تو عادت کند ٬ حوا اینجا 


خدا خبر که چقدر  دل من آب شود
که غصه خانه ی خود را کند بپا اینجا 


همیشه منتظرم تا تو زود برگردی
چقدر زندگی سخت است بی شما اینجا 


***
تو رفته ی و بجایت بروی بالشتم
دو تار گیسوی خود کرده ی رها اینجا 


همیشه سهم من از عشق یادگاری هاست
که جات مانده ز تقدیر از قضا اینجا  

 

۸ و ۱۰ جنوری ۲۰۱۰/ بشکیک

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 3 تیر ماه سال 1388 ساعت 10:03 AM

این شعر را که به حسرت عزیز تقدیم نموده بودم ، از وبلاگ دیگرم این جا نقل می کنم:


چه فرق می کند اینجا نه ، جای در آنجا؟
همیشه چشمی مرا می کند زجا هرجا
برای من که پس از دیدن دو چشم قشنگ
مریض می شوم اصلن بد است این دنیا
خدا که قسمت من را هزار تقسیم کرد
هزار پاره شدم بین این و آن زیبا
گهی به چشم کسی گاه از پس نفسی
فرو شکسته ام از فرط عشق یا مولا!
مگر چقدر توانم که عاشقی بکنم
بگو دلم  به کجا ختم می شود این ها؟
نظام سینه و سر هر دویش بهم بخورند
چنین بمانم اگر بنده هزار خدا

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 3:09 PM



چشم ، دل ، سینه و یا کاسه ی سر می خواهی؟

گیر و بردار زمن هرچی قدر می خواهی

من درین عشق به نابودی خود شرط زدم
تو ازین عشق مگر چیز دیگر می خواهی؟

یا تو انطور که گفته ست، نوازش عشق است
از  جگر خونی من طعم شکر می خواهی؟

من ترا دوست ندارم که نوازش بدهم
من ترا می کشم از عشق اگر می خواه
ی



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 31 فروردین ماه سال 1388 ساعت 3:36 PM


چشمان تو جهان مرا رنگ می زنند

ان چشم ها عجب به دلم چنگ می زنند

می خواهمت به ساده ترین لفظ عاشقی:

ساز تو در تمام تنم زنگ می زند!

اما چرا همینکه به من رو برو شوند

ان گونه های تازه دم از جنگ می زنند؟

من شیشه های پاک تما شاستم عزیز

بیگانه هاستند که با سنگ می زنند

دیوانه گفته- از بر تو دور می کنند

انها مرا به هر چل و نیرنگ می زنند

آنها هزار تهمت نا ساز و ناروا

بر این جوان "ساده ی" "الدنگ" می زنند


****

اولین شعر امسال من 

  

صدای جر جره نجوای بید می آید

دوباره حس تو در من پدید می آید

بجان خسته ی من روح انکه کابل را

قدم قدم ز پی ی تو دوید می آید

همان که گفتی بمیرد ترا چی با عشق اش!

همان که تا دم مردن رسید می آید

بپای تو که به عنوان عاشق تو به جز

شکنجه در نگه ی تو ندید ، می آید

دوباره در پی تو ناگزیر مرد غریب

برای دردی که خواهد کشید می آید

چه کرد عشق به او عاشقی چه کرد به او؟

برای آنکه شود نا پدید می آید

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6    >>